خب خب خب بلاخره ما هم ربع قرن زندگی رو پشت سر گذاشتیم. 25 سال واقعا درگیری و جدال برای زندگی بهتر. خودم چندان راضی نیستم از عملکردم و جایگاهی که هستم اما با این حال شکر شکر شکر که سالمم و روی دو پای خودم. امروز جواب کنکور ارشد اومد. خواهرک با این که رتبه اش 20 شده اما تهران قبول نشده و یکی از شهرستان های خیلی کویری و گرم اطراف قبول شده. نگم از جو پر استرس و گریه زاری که امشب رو بهم کوفت کرد. حتی نشد بعد 3 سال یه کیک و شمع بگیرم انقدر که اعصاب هممون داغون و پر خشه. خدا ازشون نگذره که این سهمیه ها رو وارد میکننو حق از کسایی که استحقاق علمی دارن میگیرن. خواهرک از اول کارشناسی خیلی با انگیزه درس خوندو با یه معدل عالی فارغ التحصیل شد و رتبه ی 20 ش هم واقعا حرفی برای گفتن نذاشت اما امسال فقط 16 نفر تهران قبولی گرفتن!!! خیلی ناراحتم اونقدر که از سر درد دارم میمیرم. یه دفه نشد ما کنکور بدیمو بدون جنگ و جدل و گریه زاری از نتیجه راضی باشیم. عجب شب تولدی!
نوشته شده توسط مهرفام در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ |
برچسب:
نویسنده: النا حیدریان


سلاااام
به دنیای من خوش اومدین. اینجا حرفایی که به ذهنم میاد رو مینویسم. امیدوارم خوشتون بیاد. اینجانب در 24 سالگی، دانشجوی طب شهر باران هستم.
برچسب:
نویسنده: النا حیدریان